سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸
۰۹۱۷۰۰۰۹۶۲۶
۰۷۱۳۷۳۴۰۲۹۹
شیراز اسکان

اجاره منازل و سوئیت و آپارتمان های مبله در شیراز

۰۷۱۳۷۳۴۰۲۹۹
۰۹۱۷۰۰۰۹۶۲۶

آشنایی با تاریخ هخامنشی

پیش از آنکه به تاریخچه تخت جمشید بپردازیم، برای درک بهتر این اثر باید آشنایی مختصری با تاریخ هخامنشی داشته باشیم تا بتوانیم بهتر موضوع را دریابیم

 در ناحیه جنوبی ایران، استانی به نام فارس قرار دارد که در گذشته بخشی از ایالت پارس یا فارس بود. فارس قدیم یا ایالت فارس استان های فارس کنونی، بوشهر، استان هرمزگان، استان کهگیلویه و بویراحمد و حتا استان یزد و شهرستان بهبهان از استان خوزستان را در بر می گرفت. در چند هزار سال پیش اقوام بومی سرزمین مان به ویژه عیلامیان در این ایالت سکونت داشتند و آثار باقی مانده از آنها نشان می دهد که فارس در آن دوران بسیار آباد بوده است.

سه هزار سال پیش از این اقوام، گروهی از مردم هند و اروپایی که ما آنها را با عنوان آریایی ها می شناسیم، از جنوب روسیه امروزی قدم به این خاک نهادند. آنها پس از زد و خوردهای بسیار با ساکنان این سرزمین در جای جای آن سکونت یافته و خانه های خویش را برپا کردند. بیشتر این افراد چوپان، گله دار و کوچ نشین بودند و به شیوه قبیله ای زندگی می کردند.

در حدود ۱۱۰۰ قبل از میلاد، زرتشت به پا خاست و دین مزدیسنا را به مردم ارایه کرد؛ دینی که مبتنی بر توحید و باور به خدای یگانه ای به نام اهورمزدا بود. این دین نیروهای طبیعی همانند آب، باد، آتش، خاک و خورشید را برگرفته از صفات خداوند می دانست و سرچشمه بدی ها را در وجود خبیثی به نام اهریمن می پنداشت. در آن زمان آریایی ها قبیله های بزرگی را شامل می شدند که از میان آنها می توان به پارسیان، مادها، سُکاها، بلخیان، خوارزمیان، سغدیان، هراتیان و پارتیان اشاره کرد. همه این قبایل به یک زبان فراگیر اما با لهجه های متفاوت سخن می گفتند و نام سرزمین شان را «ایریوشَیُ نِم» یا «ایریانو خشَثرُ» یعنی پادشاهی ایرانیان گذاشته بودند. البته این نام بعدها به اِئران شَتر و ایران شهر تغییر یافت که ایران کوتاه شده همین نام است.

در اواخر سده هشتم قبل از میلاد، مادها در ایران غربی گرد هم آمدند و با آشوریان غارت‌گر به جدال پرداختند. این جنگ صد سال به طول انجامید تا سرانجام آشوریان شکست خوردند و مادها دولت بزرگی را برپا کردند که ۱۲۰ سال سرپا ماند

کوروش، پسر کمبوجیه -پادشاه پارسیان- توانست مادها را مغلوب کند و بزرگترین دولت جهانی آن زمان را به وجود آورد. پارسیان در چند نقطه از جمله در اَنشان (۴۵ کیلومتری شمال شیراز) و پاسارگاد (۱۳۵ کیلومتری شمال شرقی شیراز) و پیرامون آنها سکنی داشتند. پایتخت آنها پاسارگاد بود ولی بعدها به همدان تغییر یافت. کوروش پس از نزدیک به ۳۰ سال فرمانروایی در جنگ با کوچ نشینان ماساگتی - از اقوام سکایی- به قتل رسید و پسرش کمبوجیه بر تخت او تکیه زد

کمبوجیه به مصر لشکرکشی کرد و این سرزمین را به قلمرو خود افزود. او با طغیان مُغ ها روبه رو شد و در حین جنگ و جدال در گذشت. مغ ها یا مغان طایفه‌ای از مادها بودند که به اجرای امورات مذهبی اشتغال داشتند. داریوش که از نزدیکان کوروش به شمار می آمد تاج و تخت هخامنشی را از چنگ مغ ها بیرون آورد و از ۵۲۲ تا ۴۸۶ قبل از میلاد به مدت ۳۶ سال بر ایران حکومت کرد. خشایارشا یا خشیارشا که نوه دختری کوروش بود ۲۰ سال بر ایران حکم راند و پس از او به ترتیب، اردشیر اول به مدت ۴۳ سال، داریوش دوم به مدت ۲۰ سال، اردشیر دوم ۴۴ سال، اردشیر سوم ۲۱ سال و داریوش سوم ۶ سال بر تخت شاهی تکیه زدند.

قلمرو هخامنشیان بسیار گسترده بود و از دره سند در هند تا رود نیل در مصر و ناحیه بن غازی در لیبی امروزی و از رود دانوب در اروپا تا آسیای مرکزی را شامل می شد. در این قلمرو اقوام بسیاری حضور داشتند و بر اساس آداب و رسوم خود زندگی می کردند. مشخصه ویژه این دولت در این موارد خلاصه می شد: احترام به آزادی فردی و قومی، بزرگداشت نظم و قانون، تشویق هنرها و فرهنگ بومی و ترویج بازرگانی و هنر.

در میان نویسنده ها و محققان، رومن گیرشمن (Roman Ghirshman) -باستان شناس فرانسوی- توصیف دقیق تری را از ایجاد دولت هخامنشی ارایه داده است که در اینجا به آن اشاره می کنیم:

تاریخ شاهنشاهی، که هخامنشیان بر اثر دلاوری خود به وجود آوردند، ثلث دوم هزاره اول (ق.م) را در بر می گیرد. ملل و تمدن های دیگر به حیات خود ادامه می دادند؛ اما در مجموعه‌ جهان نقش اساسی را شاهنشاهی مذکور ایفا می‌کرد و برای مورخ که موظف است حوادث را در راستای تاریخ مورد مطالعه قرار دهد، تصور ایجاد چنین دولتی در ایران آن زمان، مدیون هخامنشیان است و آنان بودند که این تصور را به حقیقت نزدیک ساختند. دوام و استقلال این دولت، میراثی بود که ایشان برای فرزندان خود به جا گذاشتند. روش اداری هخامنشیان در داخل کشور به هیچ وجه شباهتی با روش رومیان ندارد؛ چه در امپراطوری آنان، ملل مغلوب مجبور بودند خود را به پایه فرهنگی سایرین برسانند و در اقتصاد مشترک و سهیم باشند. این امر غالبا مستلزم آن بود تا مردمی که اصل و منشا آنان مانند سنن و استعدادهای ایشان مختلف بود، بتوانند خود را به درجات عالی تر برسانند؛ اما این مناسبات در زمان کوروش و داریوش با آنچه گفته شد، اختلاف دارد. صرف نظر از بعضی نواحی دوردست که سطح فرهنگ مردم در آن پایین بود، پادشاهان هخامنشی در شاهنشاهی خود که وسیع ترین شاهنشاهی در تاریخ دنیاست، ترکیبی از تمدن های گوناگون به وجود آوردند، زیرا کشور آنان شامل بین‌النهرین، سوریه، مصر، آسیای صغیر، شهرها و جزایر یونانی و قسمتی از هند بود. اگر هخامنشیان این ممالک را با سطح تمدن مخصوص خود تطبیق می دادند، سیری قهقرایی به شمار می رفت. آنان به منزله تازه‌واردان در اجتماع ملل، از پیشرفت تمدن های قدیم آگاه بودند. بنابر استقلالِ داخلی وسیعی که در زمان کوروش ایجاد شد و بنابر سیاست زیرکانه داریوش، فرهنگ‌های قدیم محفوظ ماندند و شاید هم در توسعه و ثبات مملکت موثر شدند.

در نهایت اسکندر مقدونی یا اسکندر کبیر به سرزمین مان حمله ور شد و به تاراج این خاک پرداخت و به این ترتیب دفتر حکومت هخامنشی برای همیشه بسته شد.

۱۳۹۷/۰۹/۰۶ - ۰۰:۳۶:۴۱
طراحی سایت و سئو توسط بهار آرام